توسط: حسین جعفرزاده

«ثُمَّ قَالَ لِأَصْحَابِهِ قُومُوا فَارْکَبُوا فَرَکِبُوا وَ انْتَظَرَ حَتَّى رَکِبَ نِسَاؤُهُمْ فَقَالَ لِأَصْحَابِهِ انْصَرِفُوا فَلَمَّا ذَهَبُوا لِیَنْصَرِفُوا حَالَ الْقَوْمُ بَیْنَهُمْ وَ بَیْنَ الِانْصِرَافِ فَقَالَ الْحُسَیْنُ ع لِلْحُرِّ ثَکِلَتْکَ أُمُّکَ مَا تُرِیدُ؟»

سپس به اصحاب خود فرمود: برخیزید و برنشینید. اصحاب همه بر مرکب ها سوار شدند، لختی درنگ کرد تا زنان هم سوار گشتند و طریق مراجعت پیش گرفتند؛ چون خواستند بازگردند، لشگر حرّ تاختند و صف آراستند و راه بازگشت را بستند. حسین علیه السلام به حر فرمود: مادرت به عزایت نشیند چه می خواهی؟

الإرشاد فی معرفة حجج الله على العباد ؛ ج‏۲ ؛ ص۸۰ و وقعة الطف،ص۱۷۱