توسط: حسین جعفرزاده

فرض کنیم ایران خودرو به هر دلیلی به خاطر تولیدات ضعیفش _ خدا به دور، فرض مثال _ دچار مشکل شود و خریدار پیدا نشد البته خریدار را با چیزی به اسم ستاد تنظیم بازار خودرو وادار خواهیم کرد تا تو صف بایستد و خودرو را با سلام و صلوات تحویل بگیرد.
به هر رو فرضِ محال که محال نیست. فرضِ محال(!) کنیم به دلیل ضعفِ کیفیتِ تولید، کسی محصول ایران خودرو را مثل پژوی ۵۰۴ دهه ی هفتادِ فرانسه نخرد. حالا منتظریم تا مثل همان دوره ی فرانسه، ایران خودور برود در امیر کبیر و شریف و صنعتی اصفهان و… پروژه پخش کند و… اما در عمل چه اتفاقی می افتاد؟
هیچ! مدیر ایران خودرو می رود خدمتِ مقامِ اجرایی بالا دست، توضیح می دهد که ایران خودرو سه برابرِ کارخانجاتِ هم ارز کارگر استخدام کرده است…این کارگران به دلیلِ مطالباتِ معوقه، همین روزهاست که بریزند و جاده ی تهران-کرج را رسما ببندند و این یعنی بحرانِ شهری و بحران شهری هم یعنی مطبوعات و مطبوعات هم یعنی تضعیف نظام و… خلاصه ی کلام، مقام اجرایی بالادست هم که حوصله ی این همه براندازی را ندارد، کمی شیرِ نفتِ ورودی به ایران خودرو را باز می کند و جلوی این همه بحران را به سرانگشتِ تدبیر می گیرد…

نفحات نفت، ص۱۷،رضا امیرخانی