رشد اجتماعی

توسط: حسین جعفرزاده

یک پدیده بسیار روشن در دستگاه روحانیت یعنی در حوزه‏ های علمیه ما دیده می‏ شود. آن این است که طلاب و محصلین در ابتدای امر در یک راه قدم بر می‏ دارند؛ یعنی مادامی که مشغول تحصیل می‏ باشند در یک راهند، امتیازشان از یکدیگر بستگی دارد به تقدم در دو فضیلت: علم و تقوا، عوامل دیگر تأثیری ندارند و یا کمتر تأثیر دارند. ولی عده ‏ای نیمه‏ راه رها می‏ کنند و دنبال کار دیگر می‏ روند، بعضی تغییر لباس می‏ دهند و بعضی تغییر ماهیت. فعلًا به آنها که از روحانیت و یا از معنویت به طور کلی خارج شده‏ اند کاری‏ نداریم، بحث ما درباره آنهایی است که باقی می‏ مانند و به اصطلاح وفادارند ولو به حسب ظاهر. این ها که باقی می‏ مانند، با اختلاف درجات تحصیلی دو دسته‏ اند: بعضی به حکم سوز و شور و علاقه‏ ای که به هدف های اسلامی دارند تصمیم می‏ گیرند خدمت کنند، دست به کار خدمت می‏ شوند؛ می‏ گویند، می‏ نویسند، تأسیسات مذهبی راه می‏ اندازند، فعالانه در این راه می‏ کوشند، با جبهه‏ های مخالف روبرو می‏ شوند، مبارزه می‏ کنند، خود را در مخاطره و احیاناً در مخاطرات سیاسی می‏ اندازند و قهراً این گونه افراد فاصله میان خود و افراد دیگر یعنی دورباش وهمی را برمی‏ دارند.
بعضی دیگر راه دومی انتخاب می‏ کنند. آن ها به جای خدمت، راه بهره‏ کشی و در خدمت گرفتن احساسات دینی را انتخاب می‏ کنند، دنبال پست می‏ روند، مسجدی یا مسندی بر می‏ گزینند و احیاناً برای مرجعیت. صدی نود کسانی که به دنبال مرجعیت می‏ روند خلوص نیت ندارند. میکروبی از انتظار مرجعیت فلج‏ کننده‏ تر نیست. یکی از مصادیق بارز خسرالدنیا و الآخرة کسانی هستند که یک عمر بدبختی را متحمل می‏ شوند که روزی به این مسند برسند و در بین راه عزرائیل حساب خودش را با آن ها تصفیه می‏ کند.

ابزار های جادویی:
این طبقه چون درصدد بهره‏ کشی هستند، تمام افکارشان در تسخیر عوام متمرکز می‏ شود؛ و چون عوام تحت تأثیر واهمه است نه فکر و اندیشه (۱)، به پناه سکون و سکوت و تماوت می ‏روند. از نظر عوام، ظاهر عنوان باطن است، عمامه بزرگ و ریش بلند و انگشتری های متعدد دلیل بر وفور علم و کمال تقواست، عصا و نعلین دلیل بر معلومات است. تا آخرین حد ممکن از این ابزارهای جادویی استفاده می‏  کنند، ابزارهایی که قطعاً از هر جادویی در تسخیر عوام مؤثرتر است.
نتیجه در جریان این می‏ شود که خدمت گزاران دین تحت‏ الشعاع بهره‏ کشان [واقع‏] می‏ شوند. وای به حال ملتی که خادم، تحت‏ الشعاع خائن قرار گیرد.
یکی از علامات اجتماع سالم این است که بهره‏ های اجتماعی متناسب با خدمت به اجتماع باشد، و این است معنی رشد اجتماعی.
روحانیت ما فدای بی‏ رشدی اجتماع شده است.
___________________________________________
۱٫ عوام براساس شکل و ظاهر قضاوت می‏ کنند. از نظر عوام، سکوت از سخن، سکون از تحرک، مرده‏ وشی از زنده‏ صفتی پر جلال تر است.

یادداشت‏های استاد مطهری، ج ‏۴، ص: ۵۵۵