توسط: حسین جعفرزاده

ثُمَ‏ جَاءَ الْحَجَّاجُ‏ فَقَتَلَهُمْ بِکُلِّ قِتْلَةٍ وَ بِکُلِّ ظِنَّةٍ وَ بِکُلِّ تُهَمَةٍ حَتَّى إِنَّ الرَّجُلَ لَیُقَالُ لَهُ زِنْدِیقٌ أَوْ مَجُوسِیٌّ کَانَ ذَلِکَ أَحَبَّ إِلَیْهِ مِنْ أَنْ یُشَارَ إِلَیْهِ أَنَّهُ مِنْ شِیعَةِ الْحُسَیْنِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْه‏.

سپس حجّاج آمد. او شیعیان را به هر روش و با هر بهانه و تهمتی می‌کشت. تا آنجا که اگر به کسی “کافر” یا “آتش پرست” می‌گفتند برای حجاج محبوب‌تر از آن بود که به آن شخص “شیعه‌ی حسین صلوات خدا بر او باد” می‌گفتند.

کتاب سلیم بن قیس الهلالی ؛ ج‏۲ ؛ ص۶۳۳