چگونه چهار هزار پیرمرد شهادت دروغ دادند!

توسط: حسین جعفرزاده

آورده‏ اند که در ایام حکومت عبد اللّه بن طاهر جمعى از مجوس در هرات مقارن مسجدى آتشکده‏ اى داشتند و چنان که در شرع شریف‏ مقرّر است جزیه مى‏ دادند و هیچ‏کس متعرّض ایشان نمى‏ شد. روزى یکى از واعظان که در قریه مالان‏ وعظ مى‏ گفت، در اثناى سخن فرمود که: در این شهر مسلمانى ضعیف است، مؤید این مقال آن که مسجدى و آتشکده‏ اى متصل یکدیگر واقع شده و اهل اسلام در دفع این صورت اهمال و تغافل مى‏ نمایند.

از این کلمات عرق عصبیّت و حمیّت مسلمانان در حرکت آمده خلقى کثیر اتّفاق کردند و چون شب شد در تخریب مسجد و آتشکده سعى نموده از عمارت آن دو موضع اثر نگذاشتند و در همان شب مسجدى جدید بجاى آن مسجد و آتشکده طرح انداختند. مجوس چون صباح سر از خواب غفلت برداشتند از مسجد قدیم و آتشکده خویش نشانى ندیدند، دود حیرت به دماغ ایشان راه یافته، متفحص آن قضیه گشتند.

و چون بر حقیقت حال اطلاع یافتند از هرات، به نیشابور رفته به عرض عبد اللّه رسانیدند که در ایّام دولت تو چنین حیفى بر ما رفته، اکنون به تظلّم آمده‏ ایم و امید مى‏ داریم که داد ما بستانى. عبد اللّه اهر فرمان داد که از حقیقت آن مهم‏ استعلام نمایند، چون امنا در مقام تفتیش و استفسار آمدند چهار هزار (۴۰۰۰) پیر معمر از نفس شهر هرات و قرى و بلده مجتمع گشته گواهى دادند که ما مدت الحیات این مسجد را به همین کیفیت که حالا واقع است دیده‏ ایم و قبل از این در این موضع نه آتشکده و نه بناى دیگر بوده و در اداى این شهادت طمع ثواب داشتند.