نغزها

تکه هایی که باید خورد…

شرط اعمال ولایت از سوى فقیه جامع الشرایط

مخاطب: خاتم یزدى، عباس- توسلى، محمد رضا عبایى خراسانى، محمد- کشمیرى، محمد جواد- قاضى عسکر، سید على (نمایندگان امام خمینى در دبیرخانه مرکزى ائمه جمعه)
سوال: حضرت آیت اللَّه العظمى امام خمینى، رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهورى اسلامى. پس از اهداى سلام و تحیت، در چه صورت فقیه جامع الشرایط بر جامعه اسلامى ولایت دارد. أدام اللَّه ظلّکم على رؤوس المسلمین.
نمایندگان حضرت عالى در دبیرخانه ائمه جمعه سراسر کشور، عباس خاتم یزدى- توسلى- عبایى- کشمیرى- قاضى عسکر.

پاسخ:

بسمه تعالى‏
ولایت در جمیع صور دارد. لکن تولى امور مسلمین و تشکیل حکومت بستگى دارد به آراى اکثریت مسلمین، که در قانون اساسى هم از آن یاد شده است، و در صدر اسلام تعبیر مى‏شده به بیعت با ولىّ مسلمین.
روح اللَّه الموسوی الخمینى‏

 

زمان: ۲۹ دى ۱۳۶۶/ ۲۸ جمادى الاول ۱۴۰۸
مکان: تهران، جماران‏

 

صحیفه امام،ج‏۲۰،ص۴۵۹

بیچاره شاعران که تورا کم سروده اند!

ای اتفاق تازه شمشادهای باغ
منظومه ی حماسه ی فریادهای باغ
بیچاره شاعران که تورا کم سروده اند
شاید که مستحق کرامت نبوده اند
ای آنکه با کرامت تردید ناپذیر
کردی بنای فطرت ما را خدا پذیر
در سینه غیر نام تو را حک نمی کنیم
ما هیچ در امامت تو شک نمی کنیم
ماییم و شوق هر شب محراب سامرا
یا پله های ساده سرداب سامرا
آن وقت شوق رویت مولایمان به حج
یا عاشقانه خواهش تعجیل در فرج
آن وقت شرح زخمه به زخمه غم فراق
در گوشه حجاز، و یا در ره عراق
کو آن ستاره تا سحر آسمان شود؟
کو آن سپیده ای که ز مشرق عیان شود؟
ماییم و اشک و زمزمه: آقایمان کجاست؟
خسته ایم از همه، آقایمان کجاست؟
آه ای پدر، خبر بده آخر پسر کجاست؟
آن آخرین امید برای بشر، کجاست؟
کو آنکه در وداع شد اشکبار تو؟
در لحظه های آخرت آمد کنار تو!
فارغ نمود جان تو را از غم وداع
آبی رساند بر لب تو در دم وداع
آبی که خیمگاه بسی حسرتش کشید
نفرین به آنکه که کرد عمو را چنین شهید
آبی که بود بر لبِ مولای ما حرام
“از آب هم مضایقه کردند” والسلام

با فضیلت ترین…

رَوَى الصَّدُوقُ رَحِمَهُ اللَّهُ فِی کِتَابِ صِفَاتِ الشِّیعَةِ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِدْرِیسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ رَفَعَهُ إِلَى أَحَدِهِمْ ع أَنَّهُ قَالَ: بَعْضُکُمْ أَکْثَرُ صَلَاةً مِنْ بَعْضٍ وَ بَعْضُکُمْ أَکْثَرُ حَجّاً مِنْ بَعْضٍ وَ بَعْضُکُمْ أَکْثَرُ صَدَقَةً مِنْ بَعْضٍ وَ بَعْضُکُمْ أَکْثَرُ صِیَاماً مِنْ بَعْضٍ وَ أَفْضَلُکُمْ أَفْضَلُکُمْ‏ مَعْرِفَةً.

 

بحار الأنوار (ط – بیروت) ؛ ج‏۳ ؛ ص۱۴

مرا ترکی است…

مرا ترکی است مشکین موی و نسرین بوی و سیمین بر
سها لب، مشتری غبغب، هلال ابروی و مه پیکر

چو گردد رام و گیرد جام و بخشد کام و تابد رخ
بُود گلبیز و حالت خیز و سحر انگیز و غارتگر

دهانش تنگ و قلبش سنگ و صلحش جنگ و مهرش کین
به قد تیر و به مو قیر و به رخ شیر و به لب شکّر

چه بر ایوان، چه در میدان، چه با مستان، چه در بستان
نشیند ترش و گوید تلخ و آرد شور و سازد شرّ

چو آید رقص و دزدد ساق و گردد دور، نشناسم
ترنج از شَست و شَست از دست و دست از پا و پا از سر

“میرزا محمد جیحون”

حدیث سنگینی است …

بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سُلَیْمَانَ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الصُّوفِیِّ قَالَ حَدَّثَنِی مُوسَى بْنُ بَکْرٍ الْوَاسِطِیُّ قَالَ قَالَ لِی أَبُو الْحَسَنِ ع لَوْ مَیَّزْتُ شِیعَتِی لَمْ أَجِدْهُمْ إِلَّا وَاصِفَةً  وَ لَوِ امْتَحَنْتُهُمْ لَمَا وَجَدْتُهُمْ إِلَّا مُرْتَدِّینَ وَ لَوْ تَمَحَّصْتُهُمْ لَمَا خَلَصَ مِنَ الْأَلْفِ وَاحِدٌ وَ لَوْ غَرْبَلْتُهُمْ غَرْبَلَةً لَمْ یَبْقَ مِنْهُمْ إِلَّا مَا کَانَ لِی إِنَّهُمْ طَالَ مَا اتَّکَوْا عَلَى الْأَرَائِکِ فَقَالُوا نَحْنُ شِیعَةُ عَلِیٍّ إِنَّمَا شِیعَةُ عَلِیٍّ مَنْ صَدَّقَ قَوْلَهُ فِعْلُهُ.

امام کاظم علیه السلام می فرمایند:

اگر شیعیانم را زیر و رو کنم، جز ادعا چیزی دیگری ندارند و اگر آنان را آزمایش کنم سر از ارتداد درآورند و اگر ایشان را تصفیه نمایم از هزار نفر جز یک نفر خالص وبی غش نباشد و اگر غربالشان کنم با من جز خواص و نزدیکانم نمانند ، فراوانند افرادی که برپشتی ها تکیه می زنند و می گویند:
ما شیعه علی علیه السلام هستیم!!!

شیعه علی علیه السلام کسی است که کردارش گواه گفتارش باشد.

 

الکافی (ط – الإسلامیة) ؛ ج۸ ؛ ص۲۲۸

بیتوته در منزل ثعلبیّه

ثُمَّ بَاتَ علیه السلام فِی الْمَوْضِعِ الْمَذْکُورِ فَلَمَّا أَصْبَحَ إِذَا بِرَجُلٍ مِنَ الْکُوفَةِ یُکَنَّى أَبَا هِرَّةَ الْأَزْدِیَّ قَدْ أَتَاهُ فَسَلَّمَ عَلَیْهِ ثُمَّ قَالَ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ ‏ مَا الَّذِی أَخْرَجَکَ عَنْ حَرَمِ اللَّهِ وَ حَرَمِ جَدِّکَ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله و علیه و آله و سلم؟
فَقَالَ الْحُسَیْنُ علیه السلام وَیْحَکَ‏ یَا أَبَا هِرَّةَ إِنَّ بَنِی أُمَیَّةَ أَخَذُوا مَالِی فَصَبَرْتُ وَ شَتَمُوا عِرْضِی فَصَبَرْتُ وَ طَلَبُوا دَمِی فَهَرَبْتُ وَ ایْمُ اللَّهِ لَتَقْتُلُنِی الْفِئَةُ الْبَاغِیَةُ وَ لَیُلْبِسَنَّهُمُ اللَّهُ ذُلًّا شَامِلًا وَ سَیْفاً قَاطِعاً وَ لَیُسَلِّطَنَّ اللَّهُ عَلَیْهِمْ مَنْ یُذِلُّهُمْ حَتَّى یَکُونُوا أَذَلَّ مِنْ قَوْمِ سَبَإٍ إِذْ مَلَکَتْهُمُ امْرَأَةٌ فَحَکَمَتْ فِی أَمْوَالِهِمْ وَ دِمَائِهِمْ.

ترجمه:
آن گاه امام علیه السلام در این منزل بیتوته نمود، و چون صبح کرد، ناگهان مردی از کوفه که کنیه اش اباهره ازدی بود نزد آن حضرت آمد و سلام کرد، سپس گفت: یابن رسول الله چه چیز تو را از حرم خدا و حرم جدّت رسول خدا صلی الله و علیه و آله و سلم بیرون نمود؟
امام علیه السلام فرمود: وای بر تو ای اباهرّه! همانا بنی امیّه مالم را گرفتند و من صبر کردم، عِرض و آبروی مرا خدشه دار نمودند، صبر کردم، خواستند خونم را بریزند، پس گریختم؛ سوگند به خدا که این گروه سرکش و ستمکار مرا می کشند و خداوند لباس ذلّت و خواری فراگیری بر تن آنان بپوشاند و شمشیر برّنده ای در میان آنان نهد و برایشان کسی را مسلط کند که آنان را به خواری افکند تا این که از قوم «سبأ» خوارتر شوند، آن گاه که زنی بر آنان فرمانروا گردید و در میان مال و خون آنان به دلخواه خود حکم نمود و آنان را به ذلت کشاند.

لهوف،۸۶

 

تعزیت داشتن شیعهٔ اهل حلب هر سالی در ایام عاشورا به دروازهٔ انطاکیه و رسیدن غریب شاعر از سفر و پرسیدن کی این غریو چه تعزیه است

روز عاشورا همه اهل حلب

باب انطاکیه اندر تا به شب

گرد آید مرد و زن جمعی عظیم

ماتم آن خاندان دارد مقیم

ناله و نوحه کنند اندر بکا

شیعه عاشورا برای کربلا

بشمرند آن ظلمها و امتحان

کز یزید و شمر دید آن خاندان

نعره‌هاشان می‌رود در ویل و وشت

پر همی‌گردد همه صحرا و دشت

یک غریبی شاعری از ره رسید

روز عاشورا و آن افغان شنید

شهر را بگذاشت و آن سوی رای کرد

قصد جست و جوی آن هیهای کرد

پرس پرسان می‌شد اندر افتقاد

چیست این غم بر که این ماتم فتاد

این رئیس زفت باشد که بمرد

این چنین مجمع نباشد کار خرد

نام او و القاب او شرحم دهید

که غریبم من شما اهل دهید

چیست نام و پیشه و اوصاف او

تا بگویم مرثیه ز الطاف او

مرثیه سازم که مرد شاعرم

تا ازینجا برگ و لالنگی برم

آن یکی گفتش که هی دیوانه‌ای

تو نه‌ای شیعه عدو خانه‌ای

روز عاشورا نمی‌دانی که هست

ماتم جانی که از قرنی بهست

پیش مؤمن کی بود این غصه خوار

قدر عشق گوش عشق گوشوار

پیش مؤمن ماتم آن پاک‌روح

شهره‌تر باشد ز صد طوفان نوح

 

مثنوی معنوی،دفتر ششم،بخش۲۳

«ثُمَّ قَالَ لِأَصْحَابِهِ قُومُوا فَارْکَبُوا فَرَکِبُوا وَ انْتَظَرَ حَتَّى رَکِبَ نِسَاؤُهُمْ فَقَالَ لِأَصْحَابِهِ انْصَرِفُوا فَلَمَّا ذَهَبُوا لِیَنْصَرِفُوا حَالَ الْقَوْمُ بَیْنَهُمْ وَ بَیْنَ الِانْصِرَافِ فَقَالَ الْحُسَیْنُ ع لِلْحُرِّ ثَکِلَتْکَ أُمُّکَ مَا تُرِیدُ؟»

سپس به اصحاب خود فرمود: برخیزید و برنشینید. اصحاب همه بر مرکب ها سوار شدند، لختی درنگ کرد تا زنان هم سوار گشتند و طریق مراجعت پیش گرفتند؛ چون خواستند بازگردند، لشگر حرّ تاختند و صف آراستند و راه بازگشت را بستند. حسین علیه السلام به حر فرمود: مادرت به عزایت نشیند چه می خواهی؟

الإرشاد فی معرفة حجج الله على العباد ؛ ج‏۲ ؛ ص۸۰ و وقعة الطف،ص۱۷۱

اغفال مراجع

چرا مزاحم خواب آقایان شدم؟ دو سبب: یکی چند جریان که مستقیماً ضد دیانت است، مثل جریان کمونیستی و بهایی و ایرانی‏ گری ضد عرب و اسلام، و صهیونیسم و تبلیغات عملی‏ مسیحیان. دیگر جریان هایی که قهراً منتهی می‏ شود به آن، از قبیل بحرانی که در افکار جوانان و تحصیل‏ کردگان امروز پیدا شده و می‏ شود. آیا می ‏دانید پانزده هزار دانشجو که در زیر دست دانشمندان غیرمسلمان تربیت می‏ شوند و انواع مکتب های اجتماعی را می ‏بینند و بعد به این کشور برمی‏ گردند، چه خواهد کرد و می‏ کند؟ پانزده هزار نفر زنده و مؤثر و فعال. الآن زیر پرده رودرواسی، خیلی از انکارها و الحادها هست و یک مرتبه این پرده برداشته خواهد شد. و دیگر جریان کارهای ناشیانه‏ ای که زعمای غافل دینی انجام می ‏دهند و صد برابر از حربه دشمنان دین مؤثرتر است.

 

به این علت ها ما ناچار بودیم مزاحم خواب آقایان بشویم.

۲٫ مقایسه تحصیل‏ کرده ‏های اروپا و آمریکا و تحصیل‏ کرده ‏های قم، و روشنی افکار اجتماعی این ها و این که فقط تشکیلات روحانی ماست که دست و پای آن ها را بسته است.

۳٫ اشتباهات و ناشی گری های روحانیت در سال های اخیر.

۴٫ عرقچین به سرها و صدمه‏ ای که این ها زدند و یک مرجع منزه تقلید را اغفال کردند [که‏] از هر جنایتی بالاتر است. باید حجره‏ ها را بر سر این ها خراب کرد. این ها به هیچ چیز ایمان ندارند.

مروج الذهب‏، جلد ۲، صفحه ۲۰۲، اشعاری از نصر بن سیار خطاب به مروان بن محمد نقل می‏ کند و می‏رساند که متوجه آتش میان خاکستر بوده و خطر اشتعال را پیش‏ بینی می‏ کرده است:

اری بین الرماد ومیض جمر
و یوشک ان یکون لها ضرام‏

و در صفحه ۲۰۳ اشعار دیگری به همین مضمون از نصر خطاب به یزید بن عمرو بن هُبَیره فزاری نقل می‏ کند.

بسیاری از منادیان و اعلام خطر کنندگان بوده ‏اند که یا به منظور اصلاح و یا به خاطر حفظ موقعیت خود در وضع موجود، خطر را پیش‏ بینی کرده و اعلام کرده‏ اند ولی گوش شنوایی نبوده است، زبان‏ حالشان این بوده: یا لیت قومی یعلمون. هنگامی قوم بیدار شده ‏اند که کار از کار گذشته. الان وضع روحانیت از لحاظ آتش زیر خاکستر افکار منحرف و ضد اسلامی به طور عجیبی اسلام و روحانیت را تهدید می‏ کند و احیاناً افرادی منتقد و خیرخواه هستند ولی کسی به سخن آنها گوش فرا نمی ‏دهد. زبان حال آن ها همان است که نصر بن سیار به مروان بن محمد گفته است.

یادداشت های استاد مطهری، ج ‏۴، ص: ۵۵۲

اعیاد، و تجدید حزن آل محمّد علیهم السّلام

عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ الإِمَامِ الباقِرِ صلوات الله علیه قَالَ:
مَا مِنْ عِیدٍ لِلْمُسْلِمِینَ أَضْحًى وَ لَا فِطْرٍ، إِلَّا وَ هُوَ یَتَجَدَّدُ فِیهِ لآِلِ مُحَمَّدٍ حُزْنٌ؛ قُلْتُ: فَلِمَ؟ قَالَ:
لِأَنَّهُمْ یَرَوْنَ حَقَّهُمْ فِی یَدِ غَیْرِهِم.

– حضرت امام باقر علیه الصّلاة والسّلام فرمودند:
هیچ عیدى براى مسلمین نمى ‏آید چه قربان و چه فطر، مگر این که در آن براى آل محمّد – صلوات الله علیهم – حزن و اندوه تجدید مى ‏شود؛ راوی مى‏ گوید: عرضه داشتم براى چه؟ حضرت فرمودند:
چون مى‏ بینند که حقّشان در دست دیگران است.

کافی: ج ۴، ص ۱۶۹